آن موج …
پس زندگی در رگهایم جریان مییابد. پس زندگی در اندامهایم جاری میشود. پس به جلو رانده میشوم، تا جایی که بتوانم گریه کنم، همانطور که از سپیدهدم تا غروب حرکت میکنم، باز می شوم بسته میشوم.
The Wave …
So life fills my veins. So life pours through my limbs. So I am driven forward, till I could cry, as I move from dawn to dusk opening and shutting. دوازدهمین دوسالانه ملی هنر سرامیک ایران | ۱۴۰۳
12th Iranian Ceramic Biennial | 2024
بیکرانگی | infiniteness
فرهنگسرای نیاوران | Niavaran Cultural Center